احمد بن محمد ميبدى

64

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

لطيفه : غوّاص بلند همّت كه با درياى موّاج به جان دادوستد كند تا گوهر شب افروز به دست آرد ، كى به شبه سياه رنگ تن در دهد ؟ چه نيكوسخنى گفت آنكه گفت : هركس خدا را بشناسد تن به خوارى نزد خلق ندهد ! سوره 21 آيه 22 22 - لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا . آيه . اگر در آسمان و زمين جز خداى يگانه خدايانى بودى ، ميان ايشان پيوسته تنازع بودى و عالم همه خراب گشتى ! - اين آيت بر ذوق جوانمردان طريقت ، اشارت است به قطع علاقه و ترك اسباب ، كه هركه را ديده بر اسرار اين آيت افتاد و توفيق رفيق خود يافت ، ديده از نظر به اغيار بردوزد ، و خرمن طمع و چشم داشت به خلق بسوزد ، و با دلى بىغبار و سينه‌اى بىبار ، منتظر الطاف الهى باشد تا حق به لطف خود ، كار او بسازد و دل او را در مهد عهد مىدارد ( و به آنچه در ازل براى او مقرر داشته عمل كند و اعتمادش به خويشتن و خداى خويش باشد ) . سوره 21 آيه 23 23 - لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ . آيه . بر كار خداوند سؤالى و ايرادى و اعتراضى كس نتوان كرد و كسان همه مسئول خدايند و مورد سؤال و بازخواست او هستند ، چون خداوند ، آفريدگار و كردگار است ، و گفتار او همه راست و حكم وى همه صواب و كار او همه درست و فعل او همه پاك و امر و نهى او همه استوار . كس را نرسد كه بر حكم وى اعتراض كند و بر فعل او چون و چرا گويد . ولى بندگان را از قولها و فعلهاشان پرسند ، هرچند حقّ تعالى در ازل دانا است كه از بندگان چه آيد و آنان چه كنند ؟ و كى كنند ؟ و كجا كنند ؟ ليكن پرسش و بازخواست خداوند بر سبيل ايجاب حجّت بر ايشان است نه از طريق استعلام . يكى اهل توبيخ است از وى پرسد تا حجّت بر او درست شود و او ردّ توبيخ كند ، يكى اهل بخشش و آمرزش است از وى پرسد تا سزاى وى به تمامى به او رساند . قدريها « 1 » گويند : اگر همه حوادث به خدا حوالت كنيم عيب او باشد پس آنچه خير است از او است و آنچه شرّ است از ما ، همچنان‌كه گبران گويند خير از يزدان و شرّ از اهريمن است . گويند : مردى قدرى به گبرى گفت : مسلمان شو ، گبر گفت : تا خدا نخواهد چون مسلمان شوم ؟ قدرى گفت : او مىخواهد ، شيطان نمىخواهد ! گبر گفت : پس من تابع قوىترم ! پس تو اى مرد باايمان ، از خدا شرم دار كه به تو نزديك است و از خداى بترس كه بر تو توانا است ، و بدان كه هر كارى رفته و بوده و هركس را به سر منزل خود رسانيده و جايگاه وى پديد كرده ، آنگاه به سر راه معاملت باز آورده . پيغمبران هم كه آمدند ، نه كارى نو در اين جهان آوردند ، يا خبرى نو در سينه‌ها نهادند ، بلكه آنچه در سينهء تو بود بجنبانيدند و آنچه در حق تو نهاده بود ، تو را سوى آن خواندند ! كه فرمود اگر هدايت حقّ نباشد كسى راه راست نيابد ! از حضرت على امير مؤمنان ( ع ) از قدر پرسيديد : فرمود : راز خداست ما نتوانيم كشف كنيم و درياى ژرف است ما نتوانيم در آن غوته زنيم . علم بشريّت طاقت كشش وى ندارد ، و فهم آدمى هرگز بدان نرسد و نداند و هرچه پيش رود متحيرتر شود و هرچند بيشتر تصرّف كند افتاده‌تر گردد . با رخ تو كيست جان ، جز كه يكى بُلفضول ؟ * با لب تو كيست عقل ، جز يكى بُلهوس سوره 21 آيه 24 24 - أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ . آيه . اين آيت اشارت است به يگانگى حق‌ّتعالى و يكتا بودن پروردگار به صفت تفرّد و وحدانيّت . و اصل توحيد هم پرواز در آسمان تجريد و بپاداشتن احكام آن به تفريد

--> ( 1 ) گروهى از مسلمين هستند كه انسان را از هر حيث فاعل مختار مىدانند و مقابل آنها جبرىها هستند كه همه كارها را از خدا دانند و انسان را بىاختيار و مجبور مىپندارند !